تبليغاتX
.::یک دل ارام تنها ::.

.::یک دل ارام تنها ::.

تنهام نذار

تنهام نذار

صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:45  توسط داداش   | 

برايت دعا ميكنم

برايت از خدا ميخواهم كه بهترين جيزهاي  زندگي را قسمتت كند

برايت از خدا ميخواهم كه به عشقت برسي داداش خوبم

برايت از خدا ميخواهم كه هميشه لبخند بزني و موفق باشي

برايت از خدا ميخواهم كه بهترين خانوادة و خانة را به تو هديه كند

برايت از خدا ميخواهم كه گرمي اغوش  عشق را احساس كني

برايت از خدا ميخواهم كه بهترين بهترين بهترين  زن دنيا را قسمتت كند داداش خوبم

هميشه به يادتم

موفق باشي هميشه

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 1:18  توسط داداش   | 

بي عنوان

 

 

 

رفـــــــــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي ؟؟؟؟!

كــــــــــــاش قبــــــــــــــــلش خـــــــــــــبر مـــــــــــــيدادي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 21:56  توسط داداش   | 

برات دعا ميكنم

دعا

 

برات دعا مي کنم دعا مي کنم که:

 

هیچ گاه چشمهاي کهربايي تو را در انحصار قطره هاي اشک نبينم

 

دعا مي کنم که لبانت را فقط درغنچهاي لبخند ببينم

 

دعا مي کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکي دريا

 

و بوي بهار را داردهميشه از حرارت عشق گرم باشد

 

من برايت دعا مي کنم که گلهاي وجود نازنينت

 

هيچ گاه پژمرده نشوند براي شاپرکهاي باغچه خانه ات

 

دعا مي کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند

 

من براي خورشيد آسمان زندگيت دعا مي کنم که هيچ گاه غروب نکند

 

من برات دعا می کنم که...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 23:19  توسط داداش   | 

بيا دريا باشيم داداش خوبم

دريا باش داداش خوبم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 13:48  توسط داداش   | 

ابجی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 21:31  توسط داداش   | 

ای خدا

ابجی گلم دوستت دارم

همیشه دعات می کنم مواظب خودت باش

در پناه حق

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 20:45  توسط داداش   | 

؟؟؟؟؟

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟
معشوق همینجاست بیایید بیایید.

بر سر سنگ مزارم بنویسید :
که آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش . بنویسید که او زاده غم بود , که آزاده غم های جهان گشته فراموش !!!!!!!

خدا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 9:31  توسط داداش   | 

منتظرم تا بیایی

دوستت دارم ابجی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 21:2  توسط داداش   | 

کاش من هم می رفتم

گفتم که چرا رفتی و تدبیر نه این بود

                                                       گفتا چه توان کرد تقدیر همین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود

                                                    گفتا که مگو مصلحت حق در این بود

بعد پرپرشدنت ای گل زیبا چه کنم

                                             من بداغ تو جوان رفته زیبا چه کنم

بهر هر درد دوائیست مگر داغ جوان

                                              من بر این درد که دوانیست مداوا چه کنم

نمی دونم چی بگم نه توان نوشتن دارم و نه می تونم بنویسم فردا اولین سالگرد داداشمه

روزی که برای همیشه تنها شدم

اصلا حوصله نوشتن رو هم ندارم

ولی حالا ۲ تا خواهر مهربون خدا بهم داده که می تونم هر وقت دلم گرفت بیام باهاشون حرف بزنم

 

کاش کاش ... 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 17:21  توسط داداش   |